سفرنامه شهبانو


زندگی من کاسه پر از گوجه سبز و چاقاله بادام نبود، پاهایم برهنه بود. بگذار تا بدوم

من می خواهم در آغوش تو پیر شوم

یکی حاضره همه چیزش رو بده تا زمان عوض کنه

تا بتونه قلب یکی دیگه رو بدست بیاره یا بعضی چیزها رو تغییر بده

بعضی همه چیز رو طلب میکنند

یکی می خواد دنیا رو نجات بده و قوانین جدید برای مردها وضع کنه

همه ما آرزو داریم که یه ستاره بدزدیم

یکی می خواد دور دنیا سفر کنه

یه پیراهن پرنسس به تن کنه

همه ما رویاهایی داریم 

ولی من می خوام پیر بشم

در کنار تو 

این زیباترین رویای من خواهد بود 

تو را می برم به آن دور دست هااا

من می خواهم در آغوش تو پیر شوم

   + شهبانو - ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٠