سفرنامه شهبانو


زندگی من کاسه پر از گوجه سبز و چاقاله بادام نبود، پاهایم برهنه بود. بگذار تا بدوم

j’ai la peau craquelée

من اون کندوی زنبوری هستم که اون بالای بالا آویخته شده

پوستم ترک خورده

بعد از تو ... خشک شدم 

کی ماه در میاد؟

و باد خنک؟

بر حسب عادت روی کاناپه به دنبال تو هستم

خدایا... اون چقدر دور شده

شب آرام 

دستت را کجا بیابم؟

خیلی قبل از غم ها...

به دنبالم بودی

مرا دیدی

دستانت گردنبندی شد دور گردنم 

و گردنم را شکستی

تو اینجا نیستی.... ولی کجایی؟

شبهای ارغوانی

شبهای تو سیاه

نه ...رها شدی

زندگی همینه

خصوصا زندگی تو 

و من احمقانه درگیرم 

 

همه چیز باید پاک بشه

این رو آرزو می کنم 

بدون تو 

و من هم موافق است

 

عصا ها مال تو 

قلب های تکه تکه هم

حسرت ها هم 

و من کندو

و من آینده شاد و پر از لبخند

و من آینده پر از هل هله

   + شهبانو - ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٦/۱٤